السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

476

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

اين بود كه تاجرى در حالت مستى با غلام خود شرط بست كه تمام آب دريا را بنوشد و در غير اين صورت تمام مال و خانوادهء خود را به او ببخشيد ، وقتى صبح شد و تاجر از حالت مستى در آمد ، ابراز پشيمانى كرد ، امّا نديم او به نزدش آمد و مطابق شرط مال و اهل او را طلب كرد ! لقمان گفت : من تو را از قيد اين شرط خلاص مىكنم ، لقمان گفت : به نديم خود بگو : آيا من شرط كردم آب دريا را در همان زمان كه شرط بستيم بنوشم ، يا آب فعلى دريا را ؟ مسلّما من شرط كردم آب آن وقت را بنوشم ، و اين آب فعلى آن آب ديروزى نيست ، پس من منتظر مىمانم تا تو همان آب ديروزى را بياورى و من آن را بنوشم . ب ) داستان اشموئيل ، طالوت و جالوت و ماجراى تابوت سكينه در تفسير ( على بن ابراهيم ) با استناد به امام باقر ( ع ) مىنويسد : بنى اسرائيل بعد از موسى ( ع ) مرتكب معاصى شدند و دين الهى را تغيير دادند و از امر پروردگار خود نافرمانى و سرپيچى نمودند ، در حالى كه در ميان آنها پيامبرى بود كه آنها را امر به معروف و نهى از منكر مىكرد ، امّا آنها از او اطاعت نمىكردند ، گفته شده پيامبر آنها ارمياء نبى بود ، پس از آن خداوند پادشاه ستمگر و جبّارى از نژاد قبطى ، به نام جالوت ، را بر آنها مسلّط فرمود و جالوت آنها را به ذلّت دچار كرد و مردانشان را كشت و آنها را از شهر و ديارشان بيرون راند و اموالشان را غصب كرد و زنانشان را به اسارت گرفت ، پس از آن بنى اسرائيل با زارى به نزد پيامبر خود آمدند و گفتند : از خداوند درخواست كن كه پادشاهى را براى ما قرار دهد كه در معيّت او و در راه خدا جهاد كنيم ، در آن زمان خداوند نبوّت را در يك خانوادهء بنى اسرائيل قرار داده و ملك و سلطنت را در خانواده‌اى ديگر نهاده بود و پادشاهى و نبوّت را با هم در يك خاندان جمع نكرده بود ، به همين دليل آنها از پيامبر خود درخواست پادشاه كردند ، پيامبرشان به آنها گفت : آيا خود را براى جهاد آماده كرده‌ايد و در صورت حكم جهاد از آن تخلّف نمىكنيد ؟ ! آنها گفتند : چگونه جهاد نكنيم و حال اينكه اين پادشاه ما را از ديارمان بيرون رانده و خانوادهء ما را متلاشى و نابود ساخته ؟ امّا به فرمايش قرآن ( وقتى كه حكم جهاد بر آنها واجب شد ، همه آنها به جز گروهى اندك روى گرداندند [ 1 ] ) .

--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 247 .